پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
185
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
مشعل هدايت بشريّت است و ستارهء درخشندهء راهياب در دل ظلمانى شب كه از ظلم ظالمان و ستم مستكبران ، تيره و تار گشته ، و فريادى است رعدآسا در گوشهاى جرم گرفتهء جبّاران و گردنكشان تاريخ ، و ناقوس مرگ مستكبران و نواى نويدبخش مستضعفين هميشهء زمان . همراهان و همگامان حسين ( ع ) جوانمردانى بودند كه با ايمان به پروردگارشان ، حركت را آغاز كردند و خداى نيز بر هدايتشان افزود و شهادت را نصيبشان ، و جنّت را مكانشان گردانيد ، و بدين سان تاريخ بر صفحهاى سيمين با خطّى زرّين اين حماسهء شكوهمند توحيدى را براى همهء شاهدان آيندهء زمان ثبت و ضبط نمود . من از خداوند بزرگ اميدوار و خواهانم كه به وسيلهء اين چهرههاى بزرگ و قهرمانان فاتح تاريخ ، نسلهاى مسلمان ما را يارى فرمايد تا راه هدايتشان را برگزينند و روش آنان را در جهت نجات بياموزند ، و ما را استوار و مقاوم بر جانبدارى از حق در صراط مستقيم هدايت فرمايد و به ما توفيق دهد تا به آنچه آنان بدان رسيدهاند ، ما نيز به مجد و عزّت و كرامت اسلامى خويش ، نايل گرديديم . « 1 » و مترجم در مقدّمهء خود بر اين كتاب مىنويسد : . . . آنچه در بستر فرهنگ و تمدّن بشرى هميشه به عنوان « شاهد » مىدرخشد و هر نسلى در تاريخ به سهم خويش بارقهاى از آن درمىيابد و در پى فهمش اثرى از خويش بر جاى مىنهد « عظمت و عزّت » است كه در قاموس توحيد به عنوان سنّت از هابيل آغاز مىشود و در سيماى تابناك شهيد و شهادت رخ مىنمايد . امّا اين جريان مستمر كه از طرفى خاستگاه عقيدتى دارد و از ديگر طرف لازمهء بقاء و حيات شكوهمند انسان موحّد است ، در يك مقطع از تاريخ ، تكاملى شگرف و تحوّلى عظيم مىيابد و از حالت « جريان » تبديل به « فرهنگ » مىشود . . . « 2 » همچنين در مورد شيوهء ترجمهء خود از اين اثر ، به سه مورد اشاره دارد : الف : آن جا كه متن خالى از لطف بوده ، با تصرّفى اندك از خامهء خويش بر آن افزودهام . ب : هرجا كه مطلبى ضعيف و يا كه ناقص مىيافتم ، با اشارهاى بر آن دست بردهام . ج : در ترجمه از روش آزاد بهره جستهام ، كه گاهى با رعايت متن ، و زمانى با برش قلم و تراوش
--> ( 1 ) . اسوههاى عاشورا ، محمّد قطب ، ترجمه و نگارش محمود افتخارزاده ، ص 9 - 10 . ( 2 ) . همان ، ص 3 - 4 .